محمد بن سلامة القضاعي ( شارح : مجهول )

80

شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى )

تا يكى از شما باقى باشد هر روز مىآيم و يك يك را جان ميستانم ، و چون مرده را بگور برند با اهل و فرزند و خويشاوند و همسايه گويد : دنيا با شما آن لعب مكناد كه با من كرد ، مال را از حلال و از حرام جمع كردم و فرو گذاشتم بدان كس كه خوش بخورد و وزر و و بال آن برگردن من بماند . و مصطفى عليه السّلام ميفرمايد كه : زيركترين مردمان آنست كه ذكر مرگ بسيار كند و برگ گور بسازد ، و هر كه چنين كند اگر توانگر بود دنيا بچشمش خوار گردد ، و اگر درويش يا محنت زده بود خوشدل و صابر گردد ، و نبايد كه هيچ عاقل از كار خود و گور غافل باشد كه گور خانهء تنهائى است و وحشت ، و جايگاه حسرت است و زندان ندامت ، و سراى تاريكى و ظلمت است ، و معدن كرمان و مارانست . و در خبرست كه آن شب كه مرده را در گور نهاده باشند منكر و نكير عليهما السّلم مىآيند بر روى سياه و چشمهاى أزرق مينمايند ، و بدندان پيشين زمين ميدرند ، و همچون رعد ميغرّند ، و از هر دو چشمانشان آتش ميجهد ، اگر مرده مؤمن و طاعتكار بود عقل و هوش بجاى بماند و بجواب و حجّت ايشان را دفع كند و گور بر وى روضهء گردد از روضه‌هاى بهشت ، و اگر عاصى و فاسق باشد در ماند و گور بر وى گوى « 1 » گردد از گوىهاى دوزخ . و مصطفى عليه السّلام بر گورستانى ميگذشت از گورى ناله و زارى مىآمد گفت : اين مرده را كى دفن كرده‌اند ؟ - گفتند : بأيّام جاهليّت وى بوده است ، رسول عليه السّلام شاد شد و گفت : اگر نه آنستى كه مردم نيز مرده را در خاك نكنند نالش و زارى مرده بوقت عذاب همه كس بشنيدى . و يكى از ياران علىّ عليه السّلام گويد كه : روزى أمير المؤمنين علىّ عليه السّلام بشتاب همى رفت مرا گفت : بيا تا بگورستان رويم و ساعتى بگرييم چون آنجا رسيديم علىّ عليه السّلام روى سوى گورها كرد و گفت : اى مردگان در سراهاى شما ديگران نشستند ، و مالهاى شما قسمت كردند ، و زنان شما به شوهر رفتند ؛ اين خبريست از شما

--> ( 1 ) در برهان قاطع گفته : « گو بفتح اوّل و سكون ثانى زمين پست و مغاك را گويند » و « گود » نيز بمعنى گو است ، پس اين ترجمه معنى « حفرة من حفر النيران » است .